سزوار تماشا ( خلاصه دیدگاه شخصیت ها در باره شهید عرفانی)
365 بازدید
تاریخ ارائه : 3/30/2015 9:22:00 AM
موضوع: اخلاق و عرفان

بسم الله الرحمن الرحیم

  سزوار تماشا...

قرآن را برمی داری و می خوانی و هی می خوانی تا می رسی به این آیه که شهید راه خدارا مرده نخوانید

( بقره/154) و یا حتی مرده مپندارید(آل عمران/169)  و ادمه میدهی  تا میرسی به این  آیه که : هرکس ایمان آورد و عمل صالح انجام، خدا محبت او را درد لها می اندازد دهد( سوره مریم/ آیه 96)  و برآن  می شوی که منتخبی از گفته های مصاحبه شوندگان محترم را در این تابلو در برابر دیدگان خوانندگان گرامی قرار دهی تا به این حقیقت و قوف یابند که مرحوم شهید عرفانی هم اهل ایمان بوده وهم اهل عمل صالح و از همین رو است که هرکس که با ایشان آشنایی داشته است حسرت می خورد که ای کاش ایشان در قید حیات می بود و نبودش را یک ضایعه جبران ناپذیر می داند؛ یکی او را فرهنگی می خواند و دیگری نظامی، سومی اجتماعی و چهارمی سیاسی؛ یکی او را برادر عزیز خطاب می کند و  دیگری دوست بی نظیر؛ یکی او را مرد خیال می داند و دیگری مرد قول و قلا؛ یکی شهید والامقامش می خواند و دیگری شهید مظلوم؛ یکی دوست صادق می خواند و دیگری تکیه گاه جبهه و مردم که با شهادتش کمر جبهه شکست، یکی از ایمانش می گوید و دیگری از فراموش نکردنش در دعای قنوت نماز شب و یکی از الله اکبر و الحمد لله گفتنش در هنگامه شهادت؛ یکی قاطعیتش را می ستاید و دیگری مردم داری اش را و سومی از فهم عمیق سیاسی اش؛ یکی عاشق اخلاصش هست و دیگری عاشق اخلاقش؛ یکی در فراقش بغض می کند و دیگری های های می گرید، یکی در خواب می بیند که طواف کعبه انجام می دهد و سعی بین صفا ومروه و دیگری که سوار ماشین سبز می شود و خداحافظی می کند، و سومی که در خواب خیانتی را افشا  می کند، یکی از مردم داری اش می گوید  و دیگری از شجاعت و دل­آوری مثال زدنی اش و یکی شهادتش را مصیبتی دانسته است که عمق جانش را آتش زده است، یکی نادیده ارادتمندش می گردد و شهادت را تحلیل اجتماعی، فلسفی  و دینی می کند. دامنه ارادتمندانش مرز علاءالدین را در می نوردد و دوستان دوردستش اگر فضایی یافتند از اظهار محبت دریغ نورزیدند:

 استاد علیجان زاهدی:.

شهید عرفانی در بین اعضای حوزه برجستگی های زیادی داشت .اولین امتیاز شهید عرفانی این بود که با اداره و کارهای اداری آشنابود؛کار باتایپ را بلد بود ، بسیار کم دیده می شد که مشغول کاری نباشد ، به اهداف اسلام و انقلاب ایمان قوی داشتند.

 اکثر ماموریت ها به ایشان واگذار می شد.در پیش برد اداره و جبهه ممتازبود.

به شهید قومندان محمد ظاهر گفتم : بعد از من از عرفانی اطاعت تام وتمام داشته باشید عرفانی نسخه دوم من است.

  امام علی علیه السلام از سر دلتنگی می فرماید:  این اخوانی الذین صدقوا. کجا است آن برادران من که راست می گفتند. آرمان داران رفتند.

استاد صادقی:این نوع رابطه صمیمی بین هیچ کس دیگر شکل نمی گیرد  و یا کمتر شکل می گیرد؛

 این شهید خیلی شهید والا مقامی است.

 وی را درخواب دیدم به احترامش از جا بلند شدم و باهم معانقه کردیم همدیگر را در آغوش کشیدیم صورت همدیگر را بوسیدیم، صحبت ها گل انداخت از هر دری صحبت می کردیم و می خندیدیم. یکبار دیدم شهید برافروخته شد وبا عصبانیت دستش را بلند کرد و گفت: برادر، فلان مسوول( نام یکی از مسئولین راگرفت) خوب کار نمی کند قابل اعتماد نیست ...به زودی روشن شد که گفته شهید صحیح از آب در آمد آن آقا اسناد جعل می کرد و با مهر پایگاه از مردم پول می گرفت.

علی قربانی: توصیه همیشگی ایشان به من این بود که باجدیت درس بخوانم و دل مشغول مسایل سیاسی و اجتماعی و حتی خوانوادگی  نشوم. وقت خدا حافظی همین عکس را که در اختیار شما است از جیب خود در آورد و به من داد و گفت این را نگهدار روزی بدرد شما می خورد، بعد از خدا حافظی و رفتن آنها، من به عکس نگاه کردم دلم لرزید و گویا در ذهنم الهام شد که دیگر ایشان را نخواهیم دید. همین عکس به یادگار ماند.  

آقای سید ضیغم حسینی مسئول پایگاه مالک اشتر: از خدای متعال می خواهم که روح ایشان را با  ارواح شهدای کر بلا محشور نماید.

 آقای شریفی خواجه عمری: . روایتی است که اگر چهل مومن در حق کسی به خوبی شهادت دهد خدا آن شهادت را می پذیرد؛ من در حق شهید عرفانی این شهادت را می دهم که: انا لانعلم منه الا خیرا.

آقای نیک محمد نهضت فاضل: خواب می بینم که من و شهید عرفانی قدم زنان باهم راه می رویم، نا گهان یک ماشین سبز رنگ پیدا شد و توقف کرد عرفانی به سرعت سوار ماشین شد، عرفانی همیشه خوش بر خورد و بشاش بود، این جا هم که سوار ماشین شد با چهره خندان دست تکان داد و گفت: خدا حافظ من رفتم. باآقای خامنه ای دیدار خصوصی داشت در دیدار های عمومی من وحاجی مبارز هم بودیم.

آقای کریمی از قریه شنیه: در چهار برجه خواجه عمری محاصره شدیم، ایشان از خود لیاقت و شجاعت بی حد نشان داد، ترس و وحشت در او راه نداشت و می گفت یا شهید می شویم که خواست ما است و یا خدا مارا نگه می دارد.

حاجی مبارز: نقش شهید عرفانی در حوزه به عنوان نفر دوم بود اما از لحا ظ نظامی درجه یک بود.

بعد از شهادت شهید عرفانی کمر مان شکست (بغض حاجی مبارز) من تازمانی که زنده باشم داغ همسنگران شهید خود مخصوصا ، مخصوصا داغ شهید عرفانی را فراموش نخواهم کرد.

اقای اکبر علی شریفی: . خدمت به مکتب اهلبیت علیهم السلام در وجود ایشان تجسم عینی یافته بود، باکمبود امکانات واقعا کار بزرگی انجام دادند بدون اعتقاد نمی شود آن همه مشکلات را تحمل کرد.

حرف اول شهید عرفانی این بود که در این جهان ظلمت زده و تاریک یک شمعی روشن کنیم تا راهنمای سعادت خود و دیگران باشیم.

مرحوم حاجی عصمتی: هیچ وقت شهداء مخصوصا شهید عرفانی  و شهید صادقی را در نماز شب از دعا فراموش نمی کنم. من و شهید عرفانی مثل دو برادر بودیم، اخلاص شهید عرفانی هیچ وقت از یادم نمی رود.

 آقای اخلاقی جانبیک: شهادت ایشان ضایعه فرهنگی به حساب می آید. اگر ایشان زنده می بودند امروزه منطقه علاءالدین قطعا صاحب  یک موسسه فرهنگی پر آوازه می بود، شهادت شهید صادقی نیز ضایعه بزرگ بود. شهید عرفانی سردمدار مسایل فرهنگی بود، ضایعه شهادت ایشان  جبران نشد.

 استاد حسین دادصالحی: روضه خوانها می خواندند شهادت جانسوز امام حسین علیه السلام، من عمق آن را احساس نمی کردم اما در عمرم دوبار شهادت جانسوز را احساس کردم، یکی در شهادت شهید محمد و شهید عباس و دیگری در شهادت عرفانی. آن زمان که قومندان ظاهر خبر شهادت را دادند من در ظاهر خود را نگهداشتم اما قومندان هم چنان گریم می کرد ، حق هم داشت، جانش سوخته بود وقلبش به درد آمده بود.

اولین فاتحه در دیار غربت را به محضر پدر شهید عرفانی اداء کردیم نمی توانستیم اشک هامان را نگه داریم. قوت قلبم از دستم رفته بود، ما خود را عضو یک خانواده می دانستیم و بودیم.

آقای صالحی ناهور:  شهید عرفانی گفت: مسئولیت اصلی شما طلبه ها درس خواندن است، برای انتقال اسلحه نیروی کافی داریم. ایشان آدم دور اندیش و روشن بود، خدایش رحمت کند بسیار دلسوز بود، گذر زمان علاقه من به ایشان را زیادتر کرد.

آقای محمد محسن مهدیار: درود می فرستم به روان مطهر شهید حجت الاسلام والمسلمین شهید عرفانی.

این کار های ما تقدیر از شهید است[ البته شهید نیاز به تقدیر ندارد چه اینکه] شهید با خدا معامله کرده است انتظاری از مردم ندارد، شهید دنبال هدف اجتماعی نیست ممکن است انگیزه حاشیه­ای او باشد اما انگیزه اصلی معامله با خدا است.  ما به  عنوان باز ماندگان شهید هم وظیفه داریم وهم نیاز داریم که مقام شهید را گرامی بداریم آثار و میراث شهید را نگهبان باشیم چه اینکه جامعه مرهون شهید است، شهید مسئولیت اجتماع را به دوش کشیده است . و " من لم یشکرامخلوق لم یشکرالخالق".

استاد فکرت مسئول پایگاه توحید:

شناخت من از شهید عرفانی به این صورت است که ایشان مجاهد پاکباخته و  دلیر بود،  اخلاق حمیده داشت، جوان فعال­ی بسیار پرکار بود. من بسیار متاسفم که جوان فعالی مثل شهید عرفانی در اوایل جهاد جان شهادت را نوشید و اگر ایشان زنده می بود ممکن است مصدر کارهای ارزنده در جهاد می شد.

ما برای ایشان جنت فردوس را می خواهم، خداوند درجاتش را عالی کند و با شهدای کربلا، بدر و حنین محشور نماید. ایشان آدم رسیده و مجاهد جان بر کف بود خدایش رحمت کند.

آقای سرور عالمی: ایشان دوستدار فرهنگ بود، عمر خود را وقف اسلام کرد، هدف ریاست نداشت.  متاسفانه زود شهید شد، در وقت شهادت الحمد لله گفته بود، خداوند او را با شهدای صدر اسلام  محشور نماید.

آقای عظیمی قرناله: قاطعیت و دقت کلام ایشان برایم جالب بود.

آقای حاجی  رضا رحیمی : جناب شهید حسین علی عرفانی از دوستان دوران جهاد ما است، همسنگری بود که برای دوستان روحیه ایجاد می کرد، خاطره شجاعت ایشان از یاد ها نمی رود.

آقای استادفصیحی مالستانی: ، حتی در کتاب قطور پس از جنگ استاد زاهدی هم چیزی  نه از شهید عرفانی  و نه دیگر شهدا امثال شهید صادقی، ندیدم که واقعا مظلومیت شهدای ما را می رساند.

 آقای نهضت جانبیگ; ایشان شخصیت بسیار تیز فکر بود و مسایل را عمیق می فهمید و پاکی و صداقت داشت،  به  عنوان یک شخصیت سیاسی مسایل را می فهمید .

مسئولیت نظامی هم داشت ؛ واقعا شهید عرفانی یک آدم خود ساخته بود ، شهید عرفانی الگوی عملی نظامیان ما بودند. ایشان معلم فاضل و رسیده بود، نقش بسیاری در تعالی فرهنگی جامعه داشت.

اقای مهدوی: یکی دیگر از همرزمان شهید، آقای رمضانعلی فرزند علی محمد از دهن ولی نقل می کرد که من در چند قدمی شهید بودم که ایشان به شهادت رسید، تیر که اصابت کرد شهید عرفانی گفت الحمد لله به آرزویم رسیدم.

اقای جانعلی نظری: ایشان به نطرم شخصیت ممتازی داشت، دارای اخلاق بسیار عالی بود، آدم فهمیده ای بود و زیاد مطالعه می کرد و آدم به روزی بود.

صابر ی: شهادت عرفانی بردل تک تک اعضای خوانواده داغی نهاده که هنوز التیام نیافته،

حاجی قربانعلی: خواب می بینم مثل جریان طبیعی و عادی روز، دور خانه خدا هستیم و عرفانی لباس احرام به تن جلوتر ازمن دارد طواف می کند جریان خیلی طبیعی بود، سعی صفا و مروه هم انجام دادیم، آمدیم روی یک پول دو طبقه، آنجا دو راهی بود، یک راه بی سمت تپه شق القمر می رفت و راه دیگر به سمت شعبی( شعب= دره، قول) که الان نامش از یادم رفته است، من طرف شعب حرکت کردم دیدم عرفانی طرف تپه شق القمر می رود و با من خدا حافظی کرد.

 و تو بعد از این همه اظهار نظر به یاد سروده ای می افتی:

قامتت نخل بلند گلشن آزادگی// سرو سرسبزی سزوار تماشای همه